شب یلدا....

یلدا، تو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایى که در چشم هایت مى درخشند
اى خواستنى ترینِ شب ها!

طعم تو، به اندازه همه صبح هاى دل انگیز آفتابى بهار، شیرین است . . .

یلدا بر همه شما مبارک

زندگی . . .  

بر آنچه گذشت


و آنچه شکست


و آنچه نشد و ...


حسرت نخور،


زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمی شد


دیـــدار

بشوق دیدارت 


چه آب و جارویی


راه انداخته اند


چشمها و



مژه هایم ....


بالش خودم . . .

بالش خودم را ترجیح میدهم ..


شانه هایت مانند بالشت مسافر خانه است ..


خوب میدانم ..


سر های زیادی را تکیه گاه است ...


گاهی تـــــــــو

گاهی تـــو ....



گاهی یـــاد تــــو ....



گاهی هم غـــم تــــو ....



آخر این " تــــو " کار مرا تمام میکند!





دلگیر مباش . . .

دلگیر مباش.



دلت که گیر باشد،



رهــــا نمیشوی !



خداونـــد بندگان خود را



 با آنچـــه به آن دل بسته اند ، می آزماید...







معادله . . .

شده ام معادله چند مجهولی:




این روزها...........




هیچکسی............




از هیچ راهی مرا نمیفهمد.




دلم آغوشی میخواهد . . .

دلـــم آغـــوشــی مـیـخـواهـد



کـه نــه زن بـاشـد



و نــه مرد !



خــدایــا زمــیـــن نــمـــی آیـــی؟




تو را حس میکنم هر دم . . .

توراحس میکنم هردم...

که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...

من از شوق تماشایت...

نگاه از تو نمیگیرم....

تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار....

ولی...افسوس...این رویاست.... توراحس میکنم هردم...

که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...

من از شوق تماشایت...

نگاه از تو نمیگیرم....

تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار....

ولی...افسوس...این رویاست....

تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم....

تو با من مهربان بودی...

واین رویا چه زیبا بود....

ولی.... افسوس.... که رویا بود.....




گفته بودم که اگر . . . .

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم



   که دگر بار از این گونه خطا ها نکنم



بوسه را داد و چو برداشت لبش از لب من  



    توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم