با هر بهانه و . . .
بــا هـر بـهانه و هـوسي عـاشقـت شــده ست
فرقـي نمي کند چه کسي عـاشقت شده است
چــيــزي ز مــاه بــودن تــو کــم نــمي شـود
گـيـرم که بـرکه اي نــفسي عاشـقت شده ست
اي سـيــب سـرخ غـلـت زنـان در مـسـيـر رود
يـک شهر تـا بـه من برسي عاشقت شده ست
پــر مي کـشي و واي بـه حــال پــرنـده اي
کز پشت ميله ي قفسي عاشـقت شـده سـت
آيـينـه اي و آه کـه هـرگــز بــراي تــو
فرقي نمي کند چه کسي عاشقت شده است

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 7:48 توسط فـریـده
|
تــقــصـیـر برگ ها نیست